یه دنیــــــــــــــا خاطره پدر علی ضیا میگوید:ا.به خاطره ای در مورد گم شدن پسرش میگوید که>>روزی برای خرید به تهران امده بودیم که ناگهان از علی غافل و او را گم کردیم.از ساعت 4 بعد از ظهر تا ساعت9شب دنبالش گشتیم تا اینکه دیدیم در اغوش مرد جوانی در حال خوردن بستنی دارد می اید!ماجرا از این قرار بود که او هنگام خرید از مغازه خارج شده وبه خیابان مجاور رفته بود!در انجا چند اقای جوان حضور داشتن که علی با مراجعه به انها میخواست برایش بستنی خریده و با او بازی کنند.!!!!!


مادر علی ضیا می گوید:علی 6 سال بیشتر نداشت که به همراه دوستانش به کلاس شنا می رفت وقاعدتا باید ساعت 12ظهر به خانه بازمیگشت ولی یک روز او ساعت 2 به خانه امد.وقتی که ماجرا را جویا شدیم فهمیدیم که علی تمام دوستانش را به فست فودی دعوت کرده بود و به همه انها پیتزا داده بود و به رئیس فست فودی گفته بود همه را بزنید به حساب بابام!!!


حالا چند تا عکس تپل از علی ضیا





+ نوشته شده در سه شنبه 1390/12/23ساعت 22:23 توسط khano0oo0oom m0jri |